اسماعیل شریعتی، فعال صنفی حوزه پرستاری در یادداشتی به سلامت نیوز نوشت: تعرفهگذاری خدمات پرستاری قرار بود گامی در جهت برقراری عدالت در نظام سلامت و جبران سالها نادیده گرفتن زحمات پرستاران باشد، اما امروز برای بسیاری از پرستاران به یکی از مهمترین عوامل نارضایتی، تبعیض و فرسودگی شغلی تبدیل شده است. آنچه اکنون در بخشهای تخصصی درمانی کشور رخ میدهد، تنها یک اختلاف عددی در نظام پرداخت نیست؛ بلکه نمادی از بحران عمیق بیعدالتی در ساختار سلامت کشور است.
امروز یک پرستار دیالیز در شرایطی سخت، پراسترس و پرخطر، بدون حضور مستقیم پزشک، مسئولیت کامل یک جلسه دیالیز چهار ساعته را برعهده دارد. از آمادهسازی تجهیزات و دستگاه دیالیز گرفته تا کنترل علائم حیاتی بیمار، مدیریت عوارض احتمالی، مراقبت مستمر حین درمان و پایان فرآیند دیالیز، همگی برعهده پرستاری است که کوچکترین خطا در کار او میتواند جان بیمار را به خطر بیندازد.
با این حال، در نظام پرداخت فعلی، سهم واقعی پرستار از یک جلسه دیالیز چهار ساعته حدود ۱۵۰ هزار تومان است؛ رقمی که نه با حجم مسئولیت این خدمت حیاتی تناسب دارد و نه با شرایط اقتصادی امروز جامعه همخوانی دارد. این در حالی است که براساس بستههای خدمتی مصوب سال ۱۴۰۵، تعرفه یک جلسه دیالیز رقمی حدود ۴۷۰ هزار تومان تعیین شده است، اما بخش ناچیزی از آن به پرستاری اختصاص مییابد که بار اصلی اجرای این خدمت درمانی را بر دوش دارد.
برای درک عمق این بحران کافی است بدانیم امروز در بسیاری از مشاغل خدماتی و کارگری، ارائه خدمات ساعتی با رقمی کمتر از ۲۰۰ هزار تومان تقریباً امکانپذیر نیست، اما پرستاری که چهار ساعت در یکی از حساسترین بخشهای درمانی کشور مسئول مستقیم جان بیمار است، در پایان تنها مبلغی حدود ۱۵۰ هزار تومان دریافت میکند؛ رقمی که حتی با سختی کار و فشار روانی این حرفه نیز قابل مقایسه نیست.
مسئله اصلی تنها پایین بودن رقم پرداختی نیست، بلکه نوع نگاه حاکم بر نظام سلامت به جایگاه پرستار است. پرستاران سالهاست بار اصلی مراقبت و درمان را در بیمارستانها، بخشهای ویژه، اورژانسها و واحدهای تخصصی بر دوش میکشند، اما در نظام پرداخت همچنان در حاشیه قرار دارند و بخش مهمی از منافع خدمات درمانی نصیب گروههای دیگر میشود.
بسیاری از پرستاران امروز معتقدند تعرفهگذاری خدمات پرستاری بهجای آنکه ابزاری برای احقاق حقوق آنان باشد، به سازوکاری ناقص و غیرشفاف تبدیل شده که نهتنها عدالت را برقرار نکرده، بلکه احساس تبعیض را در میان کادر درمان افزایش داده است. نتیجه چنین وضعیتی چیزی جز فرسودگی شغلی، کاهش انگیزه، مهاجرت نیروهای متخصص و تضعیف کیفیت خدمات درمانی نخواهد بود.
واقعیت این است که نظام سلامت بدون پرستار معنایی ندارد. اگر پرستاران نباشند، بخش بزرگی از خدمات درمانی کشور متوقف خواهد شد. اما با وجود این نقش حیاتی، همچنان شاهد آن هستیم که مطالبات این قشر یا نادیده گرفته میشود یا در حد وعده باقی میماند.
در سالهای اخیر بارها از سوی مسئولان حوزه سلامت بر حمایت از پرستاران و حل مشکلات آنان تأکید شده است، اما آنچه جامعه پرستاری در عمل مشاهده میکند، فاصلهای عمیق میان شعارها و واقعیت میدانی است. اکنون این پرسش جدی مطرح است که چه کسانی مسئول این بیعدالتی در نظام سلامت هستند و چرا با وجود هشدارهای مکرر، هنوز ارادهای جدی برای اصلاح ساختار معیوب پرداخت به پرستاران دیده نمیشود؟
اصلاح واقعی تعرفهگذاری خدمات پرستاری، شفافسازی نحوه توزیع منابع در نظام سلامت و بازنگری در سهم واقعی پرستاران از خدمات درمانی، دیگر یک مطالبه صنفی ساده نیست؛ بلکه ضرورتی فوری برای نجات نظام سلامت کشور و حفظ سرمایه انسانی آن است.

نظر شما